الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

310

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

مسجد آمد و دو نامه از عايشه را به همراه داشت كه يكى را براى وى و ديگرى را براى مردم كوفه نوشته بود . وى نامه‌اى را كه عايشه براى مردم نوشته بود به ضميمه نامهء خودش ، آورده بود در نامهء عمومى و فردى كه بهمراه وى بود ، چنين نوشته بود : اما بعد ، اى مردم ! در جاى خود بمانيد و در خانه‌هايتان بنشينيد ، مگر براى تعقيب كشندگان عثمان . چون تمام نامه را خواند ، گفت : به عايشه دستورى داده‌اند ، به ما نيز دستورى داده‌اند ، به او دستور داده‌اند در خانه‌اش بماند ، ولى به ما دستور داده‌اند ، جنگ كنيم تا اينكه فتنه‌اى نماند . و او آنچه را كه به خودش دستور داده‌اند ، به ما فرمان داده است و كارى را كه ما مأمور به انجام آن بوديم ، خود پذيرفته است ! شيث بن ربعى با شنيدن سخنان زيد از جا برخاست و گفت : اى مرد عمانى ( زيد از مردم قبيله عبدالقيس بود و از مردم بحرين نبود ) ، در جلولا مرتكب سرقت شدى و دستت را بريدند اينك با مادر مؤمنان ( عايشه ) مخالفت مىكنى ، خدا تو را بكشد ! دستور عايشه همان است كه خدا فرمان داده است كه بين مردم صلح برقرر كنيد ! اما تو چنين گفتى ، سوگند به پروردگا ركعبه كه مردم را بهم مىشورانى ! آنگاه ابوموسى به پا خاست و گفت : اى مردم ، از من اطاعت كنيد تا مايهء اعتبار ، از جمله اعتبارات عرب شويد ! كه ستمديده به شما پناه آورد و شخص ترسيده ميان شما امان يابد ! ما ياران محمد صلى الله عليه و آله آنچه را كه شنيده‌ايم بهتر مىدانيم كه فتنه وقتى بيايد ، ايجاد شبهه نمايد و چون از ميان برود ، روشن گردد .